مرباعیات خالو و خالوبندی، دو محصول جدید از راشد انصاری

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    هفت‌برکه (گریشنا): «مرباعیات خالو» و «خالوبندی» عنوان دو کتاب جدید از راشد انصاری، طنزپرداز شناخته‌شده‌ی کشوری، است که به تازگی منتشر شده است.

    «مرباعیات خالو» مجموعه رباعیات و دوبیتی‌های طنز راشد انصاری است که نشر شانی آن را به قیمت ۸۳۰۰ تومان در تیراژ ۲ هزار جلد منتشر کرده است. «خالوبندی» هم مجموعه‌ی شعر طنزی است که به همت حوزه هنری انقلاب اسلامی هرمزگان و در نشر امینان در تیراژ ۲۵۰۰ جلد با قیمت ۱۳ هزار تومان منتشر شده است.

    راشد انصاری در گفتگو با هفت‌برکه خبر می‌دهد که از کتاب «خالوبندی» امروز در شب شعر طنزی در حاشیه‌ی نمایشگاه بزرگ کتاب هرمزگان در بندرعباس رونمایی می‌شود. او درباره‌ی نحوه‌ی تهیه کتاب‌ها نیز می‌گوید کتاب «مرباعیات خالو» در همین نمایشگاه در غرفه نشر شانی عرضه می‌شود، و کتاب «خالوبندی» هم در غرفه حوزه هنری. این کتاب‌ها به زودی برای فروش به گراش نیز ارسال می‌شود.

    راشد انصاری اهل دیده‌بان است و در بندرعباس به روزنامه‌نگاری اشتغال دارد. او در کانال تلگرامی‌اش (اینجا) مرتب می‌نویسد.

    چند رباعی و دوبیتی طنز از این کتاب‌ها را می‌خوانیم:

    رباعیات طنز

    آمده‌ام

    با حس و علاقه‌ی شدید آمده‌ام

    با هرچه که می‌توان شنید آمده‌ام

    تا پنج دل غمزده را شاد کنم

    با پنج رباعی جدید آمده‌ام…

    برنامه‌ی نود!

    ﻟﯿﻼ‌ ﺷﺪﻩ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻭ «ﺻﻤﺪ» ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ

    وی سی‌دی و ﻓﯿﻠﻢ‌های ﺑﺪ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ!

    دنیای عجیبِ عاشقی بعد از این،

    ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ «ﻧﻮﺩ» ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫـﺪ!

    برای مدیر کل جدید…

    این پست پرالتهاب تقدیم تو باد

    هر وعده چلوکباب تقدیم تو باد!

    تا این که عیالت نشود پاپیچت

    یک منشی باحجاب تقدیم تو باد!

    خانه‌تکانی!

    عید آمد و فصل بی‌ریالی شده است

    هر گوشه دچار خشکسالی شده است

    دزد آمد و برد هرچه در منزل بود

    خوشحالم از این که خانه خالی شده است!

    بوی فقر!

    درد و مرض و فقر و عزا می‌آید

    از روی زمین و از هوا می‌آید

    امروز پدر مُرد و همه خوشحال‌ایم

    از خانه‌ی ما بوی غذا می‌آید!

    دوبیتی‌های طنز

    پارازیت

    خدای عده‌ای پوله خداجون

    زمونه غرق بامبوله خداجون

    شبا شیطون پارازیت می‌فرسته

    همه‌ش خطِ تو مشغوله خداجون!

    دست کج!

    دو دست عده‌ای وقتی که کج شد

    دو پای خلق مستضعف فلج شد

    کلیدِ قفلِ قشر ِکم‌درآمد….

    حدیثِ «صبر، مفتاح الفرج» شد!

    برای شاعری کرجی…

    تو را زیبا و همچین آفریدند

    میان خیلِ ماشین آفریدند

    برای آن که بی‌مصرف نباشی

    به نزدیکیِ قزوین آفریدند!

    ﺍﻓﻼ‌ﮎ

    ﺩﻟﻢ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺮﯾﺎﮐﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ

    ﺷﺒﺎ ﺑﻨﺰﯾﻦ ِ ﺗﻮ ﺑﺎﮐﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ

    ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻨﻘﻞ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺸﯿﻨﻢ

    ﺭﻓﯿﻖ ِ ﺳﯿﺮ ِ ﺍﻓﻼ‌ﮐﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ!

    بیشتر بخوانید:

    خبرهای مرتبط با راشد انصاری در گریشنا

    ارسال مطلب به دوستان ارسال مطلب به دوستان Print This Post Print This Post
    نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 22:38
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها